|
نویسنده مهدی چاه شوری
|
|
۰۷ بهمن ۱۳۸۶ |
نمای اول : مکان هر گوشه از این مملکت و زمان یکی از روزهای خدا صبح شفق ، باید با یه کوزه یا مشک بلند می شدیم و می انداختیم رو به قبله و می رفتیم تا تنگ کوه . 6 تا 10کیلومتر پیاده روی و بعد با کوزه ای پر از آب باران که باید در چاله چوله ها دمبالشان می گشتیم . این کار هرروز صبح بود و زن حامله نیز در سرما و گرما در این مسیر به دنبال آب می آمد . بعد از برگشت هم تازه شروع نان پختن و... دیگر امورات روزمره بود که تا شب ادامه داشت .... اینها را ننه محمد می گفت که اکنون در 70 سالگی ایش از من 30 ساله خیلی سرو حالتر است !!؟؟. حالا نان تیری روی تاوه جاش رو داده به نان تافتون نانوایی محمود سبیل ُ که مدتی در آبادی راه افتاده و دیگر از هف کردن های زیر تاوه داغ خبری نیست . خوب تکنولوژی هم باید به کار بخوره !! ننه ام سر دده کوچیکم حامله بود و صبح زود تا پسین ُ مشغول رفع فتق امور بود و سر اذان هم وضع حمل کرد . بدون مشکل ؟! مش خضر یاد ایام می کرد و... بگذریم که فاطی از ماه دوم حاملگیش توی خونه باباش لنگر انداخته که مبادا اندوه رسد از راه و... سونوگرافی و مراقبت هاب دوران بارداری و ... و سر آخر یک بچه پاستوریزه که با کوچکترین تلنگر ناخوش و گیر آمپی سلین و قرص شربت ؟!! تازگی در کنار مد عمل دماغ سر بالا ، سزارین هم در ایران مد شده که از درد انسانی قضیه کاملا کاسته شود . راستی اگر شعار دو فرزند را نداشتیم چقدر این سزارین منفعت اقتصادی داشت !! ماشین لباسشویی و مایکروفر و.... و بالاخص همین لوله کشی آب که دیگر مجبور نیستیم کوزه و مشک بزنیم پشت کول بریم ... همین طور که راحتی را به ارمغان آورده ، از سویی دیگر انسان هایی را به وجود آورده که کمترین حوصله ، کمترین صبر ، کمترین فعالیت بدنی و.... از نشانه های بارز آن است . راحتی که امروز در عمر هفتاد سال ننه محمد مرهون آن نیست !! و راحترین زنان شهر رسیدن به 70 سالگی ننه محمد با 20 سالی کمتر تجربه خواهند کرد . نمای دوم : مکان توی شهر زمان یکی از روزهای رمضان گذشته کنار مغازه ای ایستادم تا در باز بشه و من کاری را انجام بدهم آن هم ساعت 9 صبح . قدیم می گفتند دکان باید اول صبح باز باشه تا روزی از آن روی بر نگرداند !! مرد جوانی سرخ رو که از من آدرس بانکی را می گرفت و دقت من دیدن آبروی باریک و تراشیده و لپ های رژ گونه ای و پودر های و کرم های دیگر . مردی برای تمام فصول آنه با آن آرایش غلیظ . خدا رحم کند . صد رحمت به ... رفتم اداره ای تا در گیرو دار کاغذ بازی اداری کاری سترگ انجام دهم ، که مردان کارمند را گرد بر میزی و بساط غیبت کارمندی غایب و حرف از همه جا زندگی آن غایب غیبت شونده !! وظیفه ای که زنان در آن ید طولایی دارند حالا در بر گرده مردان افتاده است و مردان آن را با کیفیتی بهتر از و با طبع مردانگیشان انجام می دهند . اینکه فلانی چه می کند و... نمای سوم بازهم ... قرار وصلتی صورت بگیرد تا شاید آمار عذب اقلی ها پایین تر بیاید و دختری که از فست فود ساندویچی خیابان شهر سخن می گوید بدون هنری در ریختن تخم مرغی درون تابه و پسری که قرار است ،هر چه در این دنیا ، بهترین گرد هم آورد !! تا ایده ال ترین زندگی ،را در کنار پیتزای های سر خیابان رقم بزند . و من غرق این پندارم که چرا باغچه کوچک ما سیب که حتی سیب چینی هم نداشت . فلاش بک به سال 73 سر کلاس شیمی چهارم ریاضی ، با یه کتاب پر حجم بدون شکل و تصویر روبرو می شدی که برای تدریس آن فکر کنم 9 ماه خیلی کم بود . بگذریم که کتابها حالا پر از عکس ها و نمودار های رنگی است ( در زمانی که من درس می خواندم رنگ خیلی اهمیتی نداشت ؟؟!!) . برای نمونه سئوال هی امتحان باید می رفتم به مدارس دیگر سرک می کشیدم و نمونه سئوالات را جمع می کردم . آخر سر هم یک بانک سئوالی خوب داشتم و می نشستم شروع به حل و رفع اشکال . اما حالا با این همه کتاب کمک آموزشی و سایت های اینترنت ... دانش آموزان من ، برایشان خیلی خیلی خیلی سخت است که حتی از روی نمونه سئوالات بخوانند چه برسد به پاسخ و... همه سر کلاس این تکرار می کنند که نمونه سئوال و نمونه سئوال و... یک بی حالی و تنبلی خاص ؟؟!! نما ی آخر اما نه آخرین : کلاس درس خودم توی دبیرستان دارم از ذرات باردار مثبت و منفی صحبت می کنم . آنیون ذره با بار منفی و کاتیونی ذره ای با بار مثبت . قرار است که فلزات و نافلزات جدول مندلیف به آرایش پایداری برسند و در این میان یک ترکیب را به وجود آورند هرچند ممکن است که ترکیب مفیدی هم نباشد . اما این طبیعت عناصری است که میل به پایداریشان آنچنان کار ما را راحت کرد ه است که نگو . با از دست دادن الکترو نها و گرفتن آنها ، همین جابجایی یک یا چند الکترونی ؟!! و به دست آوردان خواصی نو ُ ولی همان شیرازه اصلی !! کاراکترهای فردی ایرانی، امروزه در گیرو دار مدرنیته تک تک به مانند همان الکترو نهای عناصری است ُ که می پرند با این تفاوت که از پایداری و ثابت در آرایش های اجتماعی ردی نمی توان دید . دختران و پسرانی که برای پایداریشان خصلت غریزی را کماکان از دست می دهند و در بی هویتی سعی در گرفتن پیشی از یکدیگر دارند ؟! بدون اینکه .... راستی که چه الکترو نهایی که پریدند بدون اضافه شدن....
|
نویسنده مهمان در تاریخ ۱۳۸۸-۰۳-۲۲ ۱۸:۳۳:۳۵ salam link tabadol mikonid? www.kela3-ma.blogfa.com hatman ye sar bezan mish mehdi
| |
|
آخرین بروز رسانی ( ۰۷ بهمن ۱۳۸۶ )
|