زمان جنگ ایران عراق سالهای آخر کپسول رو از پاگرد آخری رد کردم و حالا رو سه چهار پله آخر می کشم پایین و تازه می رسم به فضای باز جلو آپارتمان سازمانی دوطبقه های شهرک دریانوردان ( جایی که همه کوچکی هایم در آن رقم خورده است ) حالا کپسول خالی را پهن می کنم روی زمین وبا پاهای کوچکم اونو هل می دهم تو خیابان روبرو . از آینجا تا شهرداری پایگاه حدودا 700 متر فاصله و در نبود پدر که نمی دانم روی کدام ناو و در چه جبهه ای است، باید برم واز شهرداری پایگاه گاز بوتان و پروپان تهیه کنم ( اینو ترم اول دانشگاه متوجه شدم ) پازدن های متوالی و بازی با کپسول خالی گاز و فرمان دادن به چپ و راست . گاهی به توصیه های ایمنی توجه نمی کردم و در حال حرکت می پریدم روی کپسول غلتان و بماند که گاهی زمین خوردنی هم می کردیم اساسی .رسیده ام در شهردای پایگاه و با یک فرمان پا کپسول بردم توی محوطه شهرداری و پارکش کردم بغل کپسول های خالی درون فنس و 10 متر آنورتر یک پُرش برداشتم و دوباره با همان فرمانهای اولی و البته بار سنگین، باید برمی گشتم به همان آپارتمان . 220 ریال هم دادم به سربازی، که مسئول توزیع گاز است . همه چیز با برق کار می کرد به جزء اجاق گاز خانه . البته آنوقتها گاز ارزش حرارتی اصلا نداشت !! حالا چرا بماند خواهم گفت .
بعد از جنگ ایران وعراق اول دهه هفتاد شمسیتوی مسجدالنبی پایگاه دریایی ، صندوق اخذ رای گذاشته اند . خانه ما تا مسجد النبی (که معماری زیبای آن از قدس الهام گرفته شده است ) 700 متر فاصله دارد . توی محیط های نظامی ورود نظامیان به احزاب و گروه ای سیاسی طبق قانون اساسی ممنوع است و من باید در اولین تجربه بلوغ سیاسی بروم پای صندوق رای ،که رای بدهم . به کی نمی دانم . چرا که تبلیغات کاندیداها در شهرک نظامی ممنوع بود . پدر از جنگ برگشته و مادر می گویند باید رای بدهید چرا که اگر شناسنامه شما مهر نداشته باشد فردا به شما کار نمی دهند ؟!! چرا ؟؟ آنها هم که اهل سیاست و فضای سیاسی نبود که بدانند چرا ؟؟ بعدها وقتی از صفحه پر مهر شناسنامه ام فتوکپی گرفت و دادم به کارگزینی گفت لازم نیست ؟!! مهندس خواجه پور با تجربه مخابراتی ایش رفته مجلس . 7 خرداد 71 است و دوره چهارم افتتاح شده است و نمايندگان چهارمين دوره مجلس شوراي اسلامي پس از شركت در مراسم افتتاحیه اين دوره با حضور در كنار مرقد مطهر امام خميني (ره) با آرمانهاي امام راحل تجديد ميثاق كردند.
بعد از جنگ ایران و عراق اواسط دهه 70 شمسی قبول شدم رفتم دانشگاه در رشته مهندسی شیمی گرایش گاز درس بخوانم که شاید برم روی سکوی سوخته ابوذر که پدر برای خاموش کردن آن 2 ماه با همه مردان ایران زمین گرفتار بود ، کار کنم . (سال اول دانشگاه به نظرم سال آرزو هاست؟!! ) سال اول دانشگاه باز خورد به دوره پنجم و باید رای دوم مجلس را می انداختم صندوق مسجد النبی پایگاه . یک دانشجو و شور سیاسی و حرف های دیگر... حالا اومدم دانشگاه و اصطلاح است که دیده تان باز است ؟!! و بروشور های نمایندگان است که ریخته توی دانشگاه و همه وعده گاز کشی به بوشهر را می دهند راه آهن و گاز کشی و نامه های درخواستی نماینده دوره چهارم که دوباره کاندید شده است . ما هم به فراخوان رشته تحصیلی و گاز زدگی مفرط بوتان و پروپان ،( می دانیم که چقدر گاز به درد می خورد ! ) می گویم مرحبا به نماینده و فکرش. (تا چند سال پیش هم بروشورها قدیمی و وعده ها را نگه داشتم اما به علت نبود جا ریختم بیرون ؟!!). 12خرداد 75 شمسی است و پنجمين دوره مجلس شوراي اسلامي با پيام حضرت آيت الله خامنه اي (مد ظله العالي ) رهبر كبير انقلاب اسلامي و سخنان رئيس جمهور رسما افتتاح شد. گاز بوشهر در آخرین سال های دوره آقای رفسنجانی گلنک خورد .
بعد از جنگ ایران و عراق وسال 75 شمسی دوره 8 ساله تمام شده و باید انتخابی نو را داشته باشم . در تورم فضای سیاسی آنروزها وتبلیغات کاندیدها رئیس مجلس شورای اسلامی ، به دانشگاه آمده بود تا اهداف و برنامه های خویش را در فضای سئوال و جواب ، ارائه دهد . باز بچه های گاز زده پروپان بوتان ، پرسیدند که چرا گاز به بوشهر .... . که جواب داده شد اگر شما دستگاهی پیدا کردید (بخوانید ساختید ) که از گاز برای سرما زایی استفاده شود انوقت گاز کشی به بوشهر ، توجیه اقتصادی دارد ؟؟ همه اساتید گروه مهندسی شیمی آنقدر درس خوانده بودند که بدانند چنین دستگاهی وجوددارد یا خیر ؟؟ این را از نگاههاشان می توانستی حدس بزنی . دولت خاتمی انتخاب شد و دوباره حدیث گاز و گازکشی بوشهر . دوباره کلنگ گاز برای بوشهر به زمین خورد و انتظاری دوباره . در این فازهای پارس جنوبی در 200 کیلومتری بوشهر به بهره برداری رسیدند و من هنوز به هم همان کپسول مایع بوتان وپروپان فکر می کنم !!
بعد از جنگ ایران و عراق اوایل دهه 80 شمسی دانشگاه تمام شده است و باید رفت خدمت و بعد هم دنبال کار و ... 8 سال خاتمی هم تمام شد و در دوره جدید اقای دکتر احمدی نژاد به میدان رقابت و بعد به پاستور رفت . سفرهای استانی و باز کلنگ گاز بوشهر . اینبار کنگان و دیر و جم گاز دار شدند و گاز بوشهر با همه کمبود اعتباری که دارد هنوز به بوشهر نرسیده است . استاندار از روشن شدن مشعل گاز در سال جاری صحبت می کند و من باز به اقتضای بوی زدگی گازی و رشته گازی ام ، می دانم که هنوز انشعاب های اصلی گاز و لوله گذاری انجام نشده ، چه برسد به نصب علمک و... و روشن کردن مشعل ؟؟ مجید کنگانی که دو سالی تجربه گازی را دارد در جدیدترین اظهار نظر خویش بر اشراف نماینده بر امور انرژی در استان ، تاکید فراوان دارد . دوسال از سفر رئیس جمهور می گذرد و منتظر دومین سفر هستیم . هنوز من همان کپسول بوتان و پروپان را دارم با این تفاوت که به دلیل ارزش حرارتی همان گاز ، آبگرمکن و بخاری گازی نیز به آمار وسایل مصرف کننده ، اضافه شده است !! اما تفاوت عمده ای وجود دارد آنهم این که دیگه مثل دوره جنگ مجبور به غلتاندن کپسول ها نیستم .آخر 5 کپسول را با دو پا چطوری می توان ..... وانت پدر زحمت حمل و نقل آن را می کشد و کمی هم سر شونه های قوی مردم شهر . البته یه مورد دیگه اینکه فاصله توزیع گاز تا خانه کمتر و کوچه کماکان خاکی .
بعد التحریر :1- سفر انجام شد و ریاست محترم جمهور به بوشهر آمد و رفت . سفرهای استانی با همه حاشیه های دور برش از آن جهت مورد توجه است که دیگر از کلنگ خبری نیست و جای آن را مصوبه پر کرده است . حالا مصوبه با اعتباری تصویب می شود و این نمایندگان استان و مسئولین هستند که باید در به انجام رساندن آن ، همت کنند تا این مصوبه ها دوباره به حالت کلنگ بر نگردنند .
2- راه آهن از مصوبه های حیاتی سفر اخیر است . به انجام رسیدن این پروژه ملی ، نیاز به تزریق اعتبار و پیگری مداوم دارد .و این مهم را دیگر نمی توان با بروشو های قدیمی به مردم دیکته کرد (قابل توجه کاندید ها ی محترم )